پنج‌شنبه 10 اسفند 1402

عید قربان و بیانات رهبر انقلاب در سال 99

بیانات حضرت آیت الله خامنه ای در روز عید قربان سال 99:

عید قربان: دهه‌ی اوّل ذی‌حجّه، دهه‌ی خاطره‌های آموزنده و دهه‌ی تضرّع و انابه‌ی الی‌الله
 خاطره‌ی روز عید قربان، خاطره‌ی بزرگی است؛ اساساً دهه‌ی اوّل ذی‌حجّه، دهه‌ی خاطره‌ها است. در ماه ذی‌حجّه، هر دهه‌ای یک خصوصیّتی دارد؛ دهه‌ی اوّل، هم دهه‌ی خاطره‌های پُرشکوه و مهم و آموزنده است و هم دهه‌ی تضرّع و توجّه و انابه‌ی الی‌الله است. خاطره‌ها از خاطرات مربوط به حضرت موسیٰ (علیه السّلام) شروع می شود که مسئله‌ی «وَ واعَدْنا مُوسی‌ ثَلاثینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ میقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعینَ لَیْلَة» چهل شب میعاد حضرت موسیٰ با پروردگار عالم در کوه طور یا همان میقاتی که بود طول کشیده؛ که در تفسیر هست که این چهل شب از اوّلِ شبِ اوّل ذی‌قعده است تا شب عید قربان.
و اوّل، قرار سی شب است، بعد ده شب اضافه میشود که همین ده شب ذی‌حجّه است؛ که این [موضوع]، اهمّیّت این شبها را نشان می دهد.

رنج های حضرت موسیٰ در این خاطرات مشخّص است. خب زحمات فراوان حضرت موسیٰ (علیه السّلام) در مصر، درگیری با فرعون و مشکلات عجیب و غریبی که بعد از برگشتن از مدیَن تا بیرون آمدن از مصر برای این بزرگوار پیش آمد (در رابطه‌ی با فرعون، در رابطه‌ی با بنی‌اسرائیل، در رابطه‌ی با سَحَره و دیگران) و بعد از آن معجزه‌ی عظیمی که اتّفاق افتاد، که دریا شکافته شد و دشمنِ بنی‌اسرائیل با همه‌ی نیروهایش جلوی چشم آنها غرق شد، خب این دیگر باید یک ایمان ثابت مستقرّی را در بنی‌اسرائیل به وجود می‌آورد؛

[ولی] این جوری نشد. اوّل که گفتند «اِجْعَلْ لَنا إِلهاً کَما لَهُمْ آلِهَة»، که دنبال شرک و بت‌پرستی و مانند این ها [بودند و] دلشان پَر زد برای بت‌پرستی (این اوّل کار بود) بعد هم که قضیّه‌ی گوساله که این ظاهراً مربوط به همین چهل روز است؛ که این بزرگوار وقتی که از میقات برگشت، دید که اوضاع دگرگون شده و ملّت برگشتند.

صبر در برابر مشکلات

چه رنج بزرگی است برای یک پیغمبر، یک داعیِ الی‌الله، با این همه زحمت عدّه‌ای را در راه خدا به راه بیندازد و ایمان به اینها تلقین بکند، بعد به یک چیز جزئی اینها از این ایمان برگردند! که در قرآن دارد «وَاَلقَی الاَلواحَ وَاَخَذَ بِرَأسِ اَخیهِ یَجُرُّهُ اِلَیه»، حضرت این وضع را که دیدند، بشدّت خشمگین، ناراحت، متأسّف شدند، که در قرآن حدّاقل دو جا به این [موضوع] اشاره شده است، که «لا تَکونوا کَالَّذینَ آذَوا موسىٰ»؛ آزار بنی‌اسرائیل به حضرت موسیٰ در اینجا ذکر شده؛ یک جا هم در سوره‌ی صف است که «قالَ موسىٰ لِقَومِهِ یا قَومِ لِمَ تُؤذونَنی وَقَد تَعلَمونَ أَنّی رَسولُ اللَهِ إِلَیکُم»؛ این نشان‌دهنده‌ی آن است که اذیّت و آزار بنی‌اسرائیل به حضرت موسیٰ خیلی بزرگ بوده است.

این دَه شب خاطره‌ی این واقعات مهمّ تاریخی است و به ما نشان می دهد که حرکت در راه حق با وجود معجزاتی مثل معجزات موسیٰ چقدر مشکلات دارد و چطور باید با این مشکلات مواجه شد و صبر کرد، که این یک خاطره است.

قربان آزمایش الهی

حضرت ابراهیم مأمور می شود که نوجوان خودش را به دست خودش به قتل برساند -امر الهی است، آزمایش الهی است- آن هم فرزندی که سالهای متمادی از وجود او محروم بوده و در پیری اَلحَمدُ لِلَّهِ الَّذی وَهَبَ لی عَلَى الکِبَرِ إِسماعیلَ وَإِسحاق؛ خدای متعال این بچّه را به حضرت ابراهیم داده بود و خب پیدا است چقدر انسان به فرزندِ اواخر عمر و دوران پیری دلبسته است. به این فرزند که حالا «فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ» (یک جوانی و یا نوجوانی شده) گفت میخواهم تو را به قتل برسانم، این دستور خدا است. آن جوان هم گفت: یا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنی‌ إِنْ شاءَ اللَهُ مِنَ الصَّابِرین.

این ها حوادث عجیب تاریخ دین، تاریخ دین‌داری، تاریخ ایمان، تاریخ اسلام است. ما در گذشته‌ی خودمان، در سابقه‌ی دین‌داری خودمان این ها را داریم، که پدرِ پیر حاضر است جوان خودش را به دست خودش به خاطر دستور خداوند قربانی کند و جوان هم با کمال میل و طوع و رغبت میگوید: اِفْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنی‌ إِنْ شاءَ اللَهُ مِنَ الصَّابِرین؛‌ خواهی دید که من تحمّل می کنم. این هم خاطره‌ی عید قربان است که خب این دهه‌ی اوّل، دهه‌ی این‌ جور خاطره‌های شکوهمند و پُرمعنا و راهنمایی‌کننده است.

برکات ادعیۀ وارده از ائمه‏

امام خمینی در صحیفه: آیاتی‏‎ ‎‏است که فلاسفه از آن استفاده می کنند. آیاتی است که عرفا از آن استفاده می کنند. آیاتی‏‎ ‎‏است که خاصۀ اولیا از آن استفاده می کنند. و آیاتی است که رسول اکرم ( صلی الله علیه‏‎ ‎‏وآله و سلم) به او رسیده است، و به وسیلۀ او به کسانی که لایق هستند رسیده است. قرآن،‏‎ ‎‏آیاتی که در این زمینه است که اهل معرفت از آن استفاده می کنند زیاد است، مثل ‏‏اَلله ُ‏‎ ‎‏نُورُالسَّمواتِ وَالاَْرْضِ، هُوَ الاَْوَّلُ وَالآخِرُ وَالظّاهِرُ وَالْباطِنُ، هُوَ مَعَکُمْ اَیْنَما کُنْتُمْ‏ و امثال اینها که در‏‎ ‎‏لفظ و در بیان ممکن است که انسان برای آنها بیاناتی بکند، ولی به حسب واقع و حظّ‏‎ ‎‏واقعی مشکل است که کسی غیر از آنکه خوطب به، به اینطور مسائل برسد. هُوَالظّاهِرُ،‏‎ ‎هُوَالْباطِنُ خوب، وقتی دست ماها دادند گفتیم به اینکه هُوَالْمُظْهِرُ‏ لکن مسئله این‏‎ ‎‏نیست. 

همین در دعای‏‎ ‎‏عرفه ای که حضرت سیدالشهدا (سلام الله علیه) در روز عید خوانده، در روز عرفه‏‎ ‎‏خوانده اند، این دعا اکثراً چیزهایی است که اکثر بینندگان از آن استفاده می کنند، لکن در‏‎ ‎‏بین آن یک چیزهای دیگری هست که استفاده از او مشکل است، حتی برای عرفای‏‎ ‎‏بزرگ ‏‏اَیَکُونُ لِغَیْرِکَ الظُّهُورْ‏‏ حتی اینکه ‏‏مالَیسَ لَکَ‏‏ این تعبیر غیر از این است که هُوَالْمُظْهِرُ،‏‎ ‎‏اَیَکُونُ لِغَیْرِکَ الظُّهور مالَیْسَ لَکَ یعنی ظهور همه از توست، ظهور توست ‏‏مَتی غِبْتَ حَتّی تَحْتاجُ‏‎ ‎‏اِلی دَلیل‏‏ چه وقت غائب بودی؟ هیچ وقت غائب نبودی، از تو باید استدلال به دیگران‏‎ ‎‏بشود، نه از دیگران استدلال به تو، و هکذا. این از نعمت های بزرگی است که برای بندگان‏‎ ‎‏خدا آمده است، و هرکس به اندازۀ خودش از او استفاده می کند.

عید قربان عید است برای لقاءالله

عید قربان
عید قربان

یعنی بعضی امور است‏‎ ‎‏که تصدیقش آسان است لکن تصورش مشکل. بعضی از مسائل هست که تصور، انسان‏‎ ‎‏نمی تواند بکند، لکن تصدیقش می کند، و مسائل که مال اهل معرفت است از اینجور‏‎ ‎‏مسائل هستند، تصدیق می شود کرد به اینکه هوالظاهر، لکن تصور هوالظاهر یک‏‎ ‎‏تصوری است که بسیار مشکل است، مگر برای آنهایی که خاصۀ اولیا هستند و عید‏‎ ‎‏شریف قربان و اینکه همه را خواستند، فی الناس، فریاد بزن بین ناس که بیایند و بیایند به‏‎ ‎‏سوی تو ای ابراهیم، و به سوی رسول خدا در وقتی که رسول خدا هست، و به سوی ولیّ‏‎ ‎‏در وقتی که ولیّ هست، به سوی او بیایند و به سوی او آمدن، به سوی خدا رفتن است، نه‏‎ ‎‏اینکه به سوی او بیایند در مقابل به سوی خدا رفتن، به سوی او رفتن عین به سوی خدا‏‎ ‎‏رفتن است.

از این جهت دعوت به این است که به سوی خدا بروند، لکن راه این است،‏‎ ‎‏طریق این است. و ابراهیم ـ سلام الله علیه ـ ، عید برای او برای ذبیح الله است، که ثمرۀ‏‎ ‎‏وجود خودش‏ را حاضر شد که فدا کند، و برای رسول الله هم، برای ذبیح الله در این‏‎ ‎‏امت است، که ذبیح الله هم، «فِدیه»‏هم تفسیر شده است در بعض روایات به حضرت‏‎ ‎‏سیدالشهدا.

ابراهیم تا آن حدی که حد فداکاری هست رفت، منتها خدای تبارک و تعالی‏‎ ‎‏برای او فِدیه فرستاد، و پیغمبر اکرم هم تا آن حدی که هست و و اصل هم به آن حدّ شد،‏‎ ‎‏برای اینکه ذبح واقع شد. و نمونه هایی از این مسائل دربین بشر هست، لکن با تفاوتهای‏‎ ‎‏بسیار زیاد که آن تفاوتها مربوط به مراتب معرفت است.

یروزی با لبیک بر حضرت ابراهیم‏ در روز عید قربان

‏‏ ‏‏اینهایی که پیش می برند برای اینکه اینها دنبال حضرت ابراهیم ـ سلام الله علیه ـ‏‎ ‎‏هستند، اینها لبیک گفتند به حضرت ابراهیم ـ سلام الله علیه ـ آنها که می خواهند پیش‏‎ ‎‏ببرند چی می گویند؟ آنها به عفلق گفتند، خوب، نمی شود یک کسی که به عفلق لبیک‏‎ ‎‏می گوید، یا به کسی که به ابراهیم خلیل الله لبیک می گوید، اینها یک جور باشند. این‏‎ ‎‏است که آنها فراری هستند و اینها چنانچه یک وقت اقتضا بکند تا هر جایی که صلاح‏‎ ‎‏باشد خواهند رفت.‏

‏‏خوب امروز شما ملاحظه می کنید که لبنان آن گرفتاری را دارد، آن قدر در آن الآن‏‎ ‎‏دارد جنایات واقع می شود. دیروز توسط صهیونیست ها مستقیماً و حالا توسط جُمَیِّل،‏‎ ‎‏«اَمین جُمَیِّل»،‏ یعنی امریکاست که این کارها را دارد انجام می دهد. امریکا‏‎ ‎‏نمی خواهد که منطقه آرام باشد و بخواهند فکر بکنند که باید چه بکنند، امریکا هرجا‏‎ ‎‏بتواند خودش دخالت می کند، هر جا نتواند ایادیش را می فرستد که لااقل نفاق بیندازند‏‎ ‎‏بین مردم.

این منافقینی که می خواستند در ایران آن طور وقایع را ایجاد کنند و جنایات را‏‎ ‎‏ایجاد کنند و کردند و فرار کردند و حالا هم باز تتمه شان هست، اینها همان راه را دارند‏‎ ‎‏می روند، اگر قبل از رفتن به فرانسه اشکال می شد که شاید نه، خودشان چی باشند،‏‎ ‎‏خوب، حالا معلوم شد که نه، اینطورند. در هر صورت ما باید خودمان لبیک به حضرت ابراهیم‏‎ ‎‏بگوییم و لبیک به رسول الله بگوییم و با این لبیک فداکاری بکنیم و حفظ کنیم عزت‏ خودمان را، عزت اسلام را.‏

منبع: khamenei.ir،imam-khomeini.ir

درباره‌ی Zahra

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *