پنج‌شنبه 10 اسفند 1402

مگر حجاب عقلانیست؟ سخنرانی حجت الاسلام پناهیان در دانشگاه تورنتوی کانادا

حجاب عقلانیست – حجت الاسلام پناهیان

دکتر اسماعیل زمانی درباره پوشش:

یکی از آرزوهای خانم ها،تسخیر قلعه دل هاست البته نه هر دلی مثلا هیچ دخترخانمی دنبال تسخیر دل یک دزد یا تبهکار ویا بد دهن نیست بلکه این بدست آوردن قلب ها،برای آنهایی است که دوستشان دارند ودوست دارند آنان دوستشان داشته باشند.
گاهی اتفاق می افتد که برای جلب محبت حاضرند دست به هر کاری بزنندبعضی مواقع به خطا میروندمثل خانمی که برای توجه شوهرش پیش رمال وفالگیری میرود
اما یک سوال
راز محبوبیت چیست؟
چه چیزی باعث میشو که در قلب دیگران جایگیریم؟
دو نظریه در اینجا وجود دارد
بعضی میگویند مکشوفه بودن
بعضی میگویند محجوبه بودن
آنها که میگویند مکشوفه بودن معتقدند یک خانم هرچه بیشتر اعضا و جوارح وزیبایی های خود را در معرض نمایش قرار دهدبیشتر مورد نظر قرار میگیرد.

حجاب را به جهانیان معرفی کنیم

حجاب و پوشش را باید صادر کرد

عقبه بی حجابی راباید زد اونم با صدارتش… به جهانیان معرفی کنیم …

دکتر زمانی: بعضی می گویند محجوبه بودن که نظرشان چنین است که هرچه بیشتر یک زن اعضا و جوارح وزیبایی های خود را از دید دیگران پنهان بدارد بیشتر محبوب میشود ومحجوبه را مساوی محبوبه بودن میدانند.
بررسی دو نظریه
۱.مکشوفه بودن
۲.محبوبه بودن
در مکشوفه بودن درست است که هرچه بیشتر زنی؛زیبایی هایش را در دید دیگران قرار بدهد باعث جلب نظر مردها قرار میگیرد اما به چه قیمتی؟
لطفا به این موضوع دقت کنید:
مردی در مهمانی پس از صرف ناهار صاحب خانه برای کاری از خانه بیرون رفت مرد مهمان در این فرصت پس از عمل منافی عفت با همسر میزبان او را کشت بعداز دستگیری از او سوال شده بود که چرا این جنایت زشت وشنیع را انجام دادی؟


در پاسخ گفت:من شب گذشته در مجلس عروسی بودم که خانمی را با لباسهای جلف و چهره ای زیبا و موهای آنچنانی دیدم و دلباخته او شدم دیگر نتوانستم خودم را کنترل کنم طرح دوستی ریختیم و سرانجام چنین تصمیم گرفتم
وچه زیبا شهید والامقام خسرو ملک قصابی غواص عملیات والفجر ۸ چنین مینویسد : پوشش بیانگر شخصیت زن میباشد خواهرانم خواهران سرزمینم حجاب خودتان را حفظ کنید و بدانید شهید گریه کن نمی خواهد بلکه شهید رهرو می خواد.

مهربانی به دیگران

آقایان باید پوشش داشته باشند

بخشی از سخنرانی علیرضا پناهیان: آقایون اگر نگاه نکند به خودشون رحم کردن…
آقایون نیز باید حجاب و پوشش داشته باشند…

بی حجابی خانوم ها به خاطر نامهربانی ست که از دیگران دیده اند…

دکتر زمانی: کس غنچه نهان شده در برگ را نچیند
از بی حجابی است اگر عمر گل کم است
تا بحال فکر کردید دیوارهایی بلند با برجک های نگهبانی؛دری بزرگ و بسته ودربانی کنارش ایستاده و اغلب مسلح و جمعی درون این بنا و داخل این محدوده وکنترل هایی نسبت به ورود و خرج اشخاص؛واقعا اینها مشخصات کجاست؟؟
قلعه ودژ یا زندان؟!

تفاوت قلعه و زندان


شباهتهای زیادی میان این دو وجود دارد اما چرا زندانیان در پشت این دیوارهای بلند ودرب های بسته محبوسند،؟
وچرا قلعه نشینان درون این دژ استوار پناه گرفته اند؟ترس از چیست؟چرا محدودیت؟
به یک تفاوت باید خوب دقت کرد.
درب را به روی زندانیان می بندند تا به بیرون فرار نکنند و مزاحم جامعه نشوند و درب قلعه را میبندند تا دشمن ومهاجم از بیرون به داخل دژ رخنه نکند.
زندانیان اگر بگریزند فسادو جرائم وتبهکاری شان به افراد جامعه میرسد ولی مهاجمان اگر به درون قلعه بیایند بیگناهان را می کشند اموال را به غارت میبرند و خانه ها را خراب میکنند.


پس برای حفظ اموال وجانهای درون قلعه ؛این کنترل و محدودیت طبیعی پذیرفتنی و قابل قبول و عقلانی است
قلعه نشینان اگر به حفظ جان ومال خویش علاقمند باشند باید از این دژبانی ودربانی احضار ودیدبانی و کنترل استقبال کنندواگر نبود خواستار آن شوند حال واقعا برای شما بانوی بزرگوار و مخاطب این نوشتار آیا حجاب مثل قلعه است یا مثل زندانی؟
شهید والامقام رسول بلگل در وصیت نامه اش مینویسد:
پدر و مادرم امیدوارم مرا حلال کنید واز خواهرانم میخواهم با حفظ شئونات پوشش خود راه مرا ادامه دهید چرا که من در جبهه ازدواج کردم و عروس شما و همسر من شهادت است و بین من و عروس شما فرزندی به دنیا آمده وما اسم اورا آزادی گذاشتیم اورا به شما امانت می سپاریم آن را پاس بدارید.

درباره‌ی Zahra

حتما ببینید

حضرت رقیه سلام الله علیها

حضرت رقیه سلام الله علیها دختر دردانه ارباب

روایت شده که وقتی آل اللّه وآل رسول او در شهر شام بر یزید، وارد شدند، او خانه ای به آنها اختصاص داد و آنها در آن، به سوگواری می پرداختند. مولای ما امام حسین علیه السلام، دختری سه ساله داشت. .. سرِ شریف امام علیه السلام را که با دستمالی دیبقی پوشیده بود، آوردند و در برابرش نهادند و پرده از آن برداشتند. دختر امام علیه السلام گفت: این سرِ کیست؟ گفتند: سرِ پدرت است. آن را از طَبَق برداشت و درآغوش گرفت و می گفت: «پدر جان! چه کسی تو را با خونت خضاب کرد؟ پدر جان! چه کسی رگ های تو را بُرید؟ پدر جان! چه کسی مرا در کودکی، یتیم کرد؟ پدر جان! پس از تو، ما به چه کسی دل ببندیم؟ ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *